یا ایها العزیز ! مَسَّنا و اهلنا الضُر و جِئنا ببضاعه مُزجاه و اَوفِ لَنَا الکَیل و تَصَدَّق علینا

بسم رب المهدی (عج)


صدقه

ما از اهمیت صدقه دادن برای رفع بلا و اتفاقات بد برای خود و عزیزانمان بسیار شنیده ایم و چه بسیار عامل بوده ایم و آثار معجزه گونه اش را هم دیده ایم .


تا عزیزی قصد سفر دارد و چند صباحی از ما دور است از لحظه عزیمت تا هنگامی که دوباره او را ببینیم برای سلامتیش صدقه می دهیم و مرتب از درگاه خداوند متعال صحت و سلامت او را می طلبیم .

گاهی هم کسی را گمان می کنیم برای ما عزیز است اما محبت به او فقط لقلقه زبانمان است و بس ، اگر سال ها از ما دور باشد شاید لحظه ای هم دلتنگ او نشویم مگر زمانی که گره کارمان به دستش باز شود و یا مشکلی را برایمان حل کند.

اما گویی چندان عزیز نیست که بخواهیم هر صبح برایش صدقه ای کنار بگذاریم اگر سفارشی به ما کرده به سفارشش عمل کنیم و یا حتی لحظه ای کوتاه دلتنگش شویم.

اما خوب! ما که به صدقه اعتقاد داریم، به بلا گردانی خداوند متعال اعتقاد داریم به قدرت مطلق بودن خدای خوبمان اعتقاد داریم و عزیزانمان را به دستش می سپاریم، چرا عزیزترین خلق خدا برای ما عزیز نیست؟ چرا غربت و غیبت او لحظه ای وجدان درخواب رفته ما را به خود نمی آورد؟

غرض از این صحبت ها چیست ؟ امروز اتفاقی با نوشته ای رو به رو شدم که بسیار تأثر برانگیز بود و بنده حقیر را اندکی به خود مشغول داشت که چقدر قاصرم در حق ولی نعمتم ،در حق کسی که این نفس های دم به دم بی لحظه ای وجود نورانی او برای همیشه قطع خواهد شد.

با نوشته ای مواجه شدم بدین شرح: "مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم" یکى از کتاب هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیت‏اللّه‏ سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(1348 ـ 1301ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیة‏اللّه که حقش بر گردن ما افزون‏تر از همه مردم است، احسانش بیشتر و بهتر از همه شامل حال خلق مى‏شود و نعمت ها و منت ها بر ما دارد، به رشته تحریر درآمده است.

چند بار برای امام زمانم صدقه داده ام ؟چند بار از دوری اش اشکی فشانده ام ؟ چندبار مشتاقانه و با التماس از خدا خواسته ام که برگردد ؟ چرا دروغ بارها و بارها دعای فرج را خوانده ام اما نمی دانم کجای آن یادم رفته چه می خوانم و زبانم در گردش و دلم در خیالات خود غرق بوده است

اصل کتاب به زبان عربى است و مۆلف در مقدمه مى‏نویسد:

"چون ما نمى‏توانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، مى‏باشد."

 

صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت(عج)

و در رجحان و استحباب آن تردیدی نیست نظر به اینکه این کار از گونه های مودت نسبت به قربی و بستگان پیامبر(صلی الله علیه و آله) است که خداوند بندگانش را در کتاب خود به آن امر فرموده است، نمی بینی که هرگاه فرزندت یا کسی از عزیزانت را دوست می داری و بر او بیمناک هستی به قصد سلامتی او صدقه می دهی؟ پس مولای تو از هر کسی به این امر سزاوارتر است .

نمی بینی که هرگاه فرزندت یا کسی از عزیزانت را دوست می داری و بر او بیمناک هستی به قصد سلامتی او صدقه می دهی؟ پس مولای تو از هر کسی به این امر سزاوارتر است

اهتمام ورزیدن به صدقه به نیابت یا به قصد سلامت آن حضرت

روایتی است که شیخ صدوق در مجالس به سند خود از پیامبر اکرم آورده است که فرمود: هیچ بنده ای ایمان نیاورد تا اینکه من نزد او از خودش محبوبتر باشم و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوب تر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوب تر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوب تر باشد.( مکیال المکارم، ج2، ص309)

در برخورد با این روایت نورانی با خود اندیشیدم که آیا به راستی من ایمان آورده ام ؟ آیا من مسلمانم ؟ آیا من شیعه هستم ؟اگر هستم پس جایگاه پیامبر بزرگ خدا و خاندان پاک و مطهر او (که درود خدا بر آن ها باد) کجای زندگی من است ؟

چند بار برای امام زمانم صدقه داده ام ؟چند بار از دوری اش اشکی فشانده ام ؟ چندبار مشتاقانه و با التماس از خدا خواسته ام که برگردد ؟ چرا دروغ بارها و بارها دعای فرج را خوانده ام اما نمی دانم کجای آن یادم رفته چه می خوانم و زبانم در گردش و دلم در خیالات خود غرق بوده است.

روایت نورانی را دوباره بخوانیم و یادمان باشد که امام عزیز و در غیبت ما حواسش به ما و اعمال ما هست ،یادمان باشد که اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و چقدر نازیبا است که در این اعمال همه چیز باشد الّا یک لحظه دلتنگی برای او الّا یک پیشکش کوچک در حد چند تومانی صدقه به جای ایشان یا برای ایشان فقط محض ابراز ارادت خدمت حضرتش .

امام زمان (ارواحنا فداه) مهربانترین خلق خداست ، اعمال و تلاش کوچک ما برای ایشان ارزشمند است، بیاییم و از سر جان قدمی برداریم در جلب رضایت ایشان ، بیاییم ایمان بیاوریم و مسلمان شویم . إن شاء الله تعالی

فرآوری: محمدی   

بخش مهدویت تبیان

 


منابع:

کتاب مکیال المکارم

وبلاگ میثاق با آخرین منجی

وبلاگ تا جمعه ظهور

 

[ پنج شنبه سوم بهمن 1392 ] [ 17:17 ] [ مدعی انتظار ] [ 676 نظر ]

بسم رب المهدی (عج)

 

شبی ساکت و دلگیر
خودم بودم و قلبی که زغم بسته به زنجیر
و نزدیک اذان بود
که پیچید به آفاق همه نغمه تکبیر
نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش و مشغول دعا باش
که باز است به درگاه الهی در رحمت و آن لحظه بود لحظه شیرین اجابت
شدم غرق عبادت
دو چشمم پر از اشک شد و روی لبانم همه سوگند
که یارب تو رهایم کن از این بند
و گفتم به خدا بین دعایم
که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم


ادامه مطلب
[ شنبه بیستم مهر 1392 ] [ 17:49 ] [ مدعی انتظار ] [ 115 نظر ]

بسم رب المهدی (عج)

امام زمان

تا به حال دقت کرده اید که در لاجوردی بی کرانه ی آسمان، ماه، همچون چشم شب است؟ انگار، آسمان حتی شبها نیز، چشمی نگران برای مراقبت از زمینیان دارد. بی جهت نیست که راهنمای گمشدگان در شب، درخشش ماه است.

هرچند مهتاب به اندازه ی آفتاب پرنور نیست امّا زیبایی ای و درخشندگی اش را به طور کامل از خورشید می گیرد. ماه، بازتاب نور خورشید را به زمین می تاباند و یا به عبارتی آینه ی خورشید است.

امام رضا (علیه السلام) در حدیث بلند خود راجع به امام می فرمایند: « امام، ماه درخشنده و چراغ پرتوافكن و روشنایى تابنده و ستاره راهنما در ناپیدایى شب‏هاى ظلمانى و راهنماى هدایت و نجات بخش از تباهى است...» (1)

همچنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در خطبه ی غدیر پس از جمله ی معروف «هر کس که من مولای اویم، علی مولای اوست» فرمودند: «پروردگارا، یاری کن کسی را که امام را یاری می کند، بخاطر آنکه امامِ هدایت کننده را که همچون ماه شب چهارده تاریکی ها را روشن می کند یاری می کند...» (2)

هرچند مهتاب به اندازه ی آفتاب پرنور نیست امّا زیبایی ای و درخشندگی اش را به طور کامل از خورشید می گیرد. ماه، بازتاب نور خورشید را به زمین می تاباند و یا به عبارتی آینه ی خورشید است

تمام امامان ما، به ماه تشبیه شده اند؛ چنانچه در دعای ندبه امام زمان خویش را چنین خطاب می کنیم: «یابن اقمار المنیره...» (3)

نکته ی آخر: مولود نیمه ی شعبان! حتی اگر تمام آسمان شب، ستاره باشد، هیچ نوری، به پای نور ماه شب چهاردهم نمی رسد...

 

پی نوشت:

1. تحف العقول / ترجمه حسن زاده ؛ ص797؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 5/3، تولید موسسه نور.

2. أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم ؛ ص513؛ با استفاده از همان نرم افزار

3. ای فرزند ماه های تابنده// فرازی از دعای ندبه

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: سایت مستور

[ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 ] [ 20:23 ] [ مدعی انتظار ] [ یک نظر ]

بسم رب المهدی(عج)

امام زمان
قلب

بدن انسان از میلیاردها سلول تشکیل شده است، تمام این سلول‌ها در سراسر بدن، به یک مرکز فرماندهی، متصل بوده و با آن ارتباط دارند،‌ به همین خاطر اگر شما سر سوزنی به سرانگشتان خود بزنید، فوراً مرکز فرماندهی متوجه آن می‌شود. یعنی تا یکی از میلیاردها سلول زخمی می‌شد، فوری به مرکز فرماندهی اطلاع داده می‌‌شود و آن مرکز آن را حس می‌کند.

همین گونه است اتصال میلیارد‌ها انسان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که همه تحت ولایت و فرماندهی آن حضرت‌ می‌باشند و تو خود یک سلول از مجموعه انسان‌ها و مۆمنینی هستی که امام علیه السلام فرمانده و قلب آنهاست.

بنابراین وقتی کار ثوابی می‌کنی و یا خدای ناکرده گناه، ‌فوری به امام عجل الله تعالی فرجه الشریف منتقل می‌شود و امام عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌فرماید: وقتی مردم کار خوب می‌کنند خوشحال می‌شوم و دعایشان می‌کنم و هنگامی که گناه می‌کنند، ناراحت می‌شوم و برایشان استغفار می‌کنم.

 

مژه

موهای سر، ریش، مژه و ابرو همه در کنار هم و در یک صورت می‌باشند و تمام آنها به نحوی در حال رشد می‌باشند در حالی که موهای سر و ریش دائماً در حال رشد و تغییر می‌باشند، امّا موی مژه در طول سال‌ها متمادی تقریباً ثابت است، با این که همه آنها از یک پوست و گوشت و خون و غذا و اکسیژن تغذیه می‌کنند. بنابراین اراده و قدرت خداوند بر این تعلق گرفته که در یک صورت، یک مو ثبات و در کنار آن موی دیگر متغیر باشد.

در مورد عمر انسان‌ها نیز همین گونه است، خداوند در قرآن، عمری هزار ساله برای حضرت نوح علیه السلام و خوابی سیصد ساله را برای اصحاب کهف مطرح کرده است. بنابراین آن خدایی که قادر است که موی مژه را در صورت بدون تغییر نگه دارد و عمری هزار ساله به نوح علیه السلام بدهد و اصحاب کهف را سیصد سال به خواب ببرد، همو نیز قادر است امام زمان  عجل الله تعالی فرجه الشریف را عمر طولانی بدهد و تا فراهم شدن زمینه ظهورش او را زنده نگه‌ دارد.

امامان بزرگوار ما همانند چراغ‌های هدایتی هستند که خداوند در مسیر انسان‌ها نصب نمود که در اثر اشتباه و خطای گذشتگان، یازده تن از آنها به شهادت رسیدند. غیبت و غایب شدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جلوگیری از این اشتباه است و تا این احتمال و اشتباه باشد، غیبت همچنان باقی است و از ظهور هم خبری نیست که نیست

چراغ

چراغ را برای روشنایی و گرما جلوی بچه می‌گذاریم، اما بچه از روی جهالت و نادانی به آن سنگ می‌زند، چراغ را از جلوی بچه بر می‌داریم تا به آن سنگ نزند. این که چراغ را از جلوی بچه بر می‌داریم، دلیل ترس و ضعف ما نیست و از قدرت بچه نمی‌ترسیم، بلکه از خطا و اشتباه او می‌ترسیم. البته اگر تعدادی لامپ و چراغ داشته باشیم ممکن است تا وقتی چراغ و لامپ داریم از جلوی بچه برنداریم و یا لامپ جدید وصل نماییم ولی وقتی یک چراغ و لامپ باقی مانده، باید این یکی باقی بماند.

امامان بزرگوار ما همانند چراغ‌های هدایتی هستند که خداوند در مسیر انسان‌ها نصب نمود که در اثر اشتباه و خطای گذشتگان، یازده تن از آنها به شهادت رسیدند. غیبت و غایب شدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جلوگیری از این اشتباه است و تا این احتمال و اشتباه باشد، غیبت همچنان باقی است و از ظهور هم خبری نیست که نیست.

وقتی کار ثوابی می‌کنی و یا خدای ناکرده گناه، ‌فوری به امام عجل الله تعالی فرجه الشریف منتقل می‌شود و امام عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌فرماید: وقتی مردم کار خوب می‌کنند خوشحال می‌شوم و دعایشان می‌کنم و هنگامی که گناه می‌کنند، ناراحت می‌شوم و برایشان استغفار می‌کنم

منتظر واقعی

فرض کنید یک خانواده می‌خواهند به مهمانی بروند، پدر زودتر از همه لباس و کفش خود را پوشیده و آماده می‌شود و ماشین را روشن می‌کند و سر کوچه منتظر آمدن بچه‌هایش می‌باشد. اما در خانه یکی از بچه‌ها دنبال کفشش می‌گردد، یکی دنبال جوراب است، در این‌جا پدر آماده، منتظر آمدن بچه‌هایی است که هنوز آماده نشده‌اند. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف منتظر ماست، نه این که ما منتظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم، چون، همیشه آدم آماده منتظر آدم ناآماده است.(1)

 

پی نوشت:

[1] . برگرفته از تمثیلات آیت‌الله حائری شیرازی و استاد قرائتی زیدعزّهما با تصرف.

بخش مهدویت تبیان

 

 


منبع: مجله امان شماره 24

محمد یوسفیان

[ دوشنبه هفتم اسفند 1391 ] [ 13:25 ] [ مدعی انتظار ] [ 6 نظر ]

بسم رب المهدی(عج)

سالروز آغاز امامت و زعامت حضرت ابا صالح المهدی ، صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف بر شیعیان ومسلمانان وموحدین وآزادگان ومحرومین و مستضعفان وعاشقان و منتظران حضرتش در سراسرعالم مبارک باد

 امید است که با عنایت به شیوه ورفتارآن عزیز و ائمه معصومین صلوات الله علیهم  اجمعین بتوانیم اسباب ظهورمنجی عالم بشریت مهدی فاطمه(س) رافراهم سازیم

[ یکشنبه اول بهمن 1391 ] [ 18:51 ] [ مدعی انتظار ] [ 3 نظر ]
درباره وبلاگ

نويسندگان

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

موضوعات وب
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً